................
مُشتی
سرش را پایین انداخته
تا داخل کسی شود
که برای خودش هم گنگ است
فقط آسمان را می فهمد
وقتی
موشکی سر زده داخل می شود
رویش خط می اندازد
که اگر یک سرش را بگیری
به عقده های قد و نیم قدی می رسی
که نمیدانی چند سال دارند
فقط اگر فهمیدیشان
تو را به زمین بر می گردانند
خودمانیم
دلمان خوش است مهمانی رفته ایم
الکی الکی دلمان را خوش کرده ایم
که شاید خدا دوربین مخفی گذاشته باشد
تا کمی از بدبختی هایمان را توی قوطی ببینیم
که اگر ما را گرفتند...
من چه می گویم؟!
چرت و پرت ها همیشه روی زبان من عروسی می کنند
که اگر فردا کسی بدبخت شد
یقه مرا بگیرند
به کی
به کی
به کی قسمتان بدهم
پای مرا وسط نکشید
همین جوری آنقدر بد آورده ام که...
به من چه آخرش چه می شود
ناسلامتی میهمان ناخوانده داریم
مُشتی سرش را پایین انداخته
داخل می شود.
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 11:37 توسط لاندا (زینب وزیری)
|
دل نوشته هایی که مال هیچ کس نیست